درس نوزدهم



گفته شد كه در عربي همزه با الف فرق دارد. الف هميشه ساكن است (البته ساكن ذاتي نه علامتي) اما همزه هميشه با حركات گوناگون و نيز با علامت ساكن ديده مي‌شود، مانند: اِسْماعيل-  بَأسٍ که گاهي قطـع و گاهي هم وصل مي باشد كه ذيلاً به تعريف هر يك مي پردازيم:

 

1- همزه وصل

همزه‌اي است كه اگر به حرف ماقبل متّصل گردد ساقط گرديده و خوانده نمي‌شود. مانند: همزة اَللهُ در «بِسْمِ اللهِ» و «سُبْحانَ اللهِ» با اينكه همين همزه اگر در اول كلام قرار گيرد خوانده مي‌شود، مانند: اَللهُ اَكْبَرُ.

2- همزه قطع

 همزه‌اي است كه در حال وقف و وصل خوانده مي‌شود و هيچگاه ساقط نمي‌شود مانند: اِبْراهيمْ -   اَيْنَ-  اَقْلِعي.

 

چگونگي تشخيص همزة قطع و وصل از يكديگر و نحوه خواندن آنها

 

الف) همزة قطع

بايد دانست همزه هاي قطع بر پنج دسته تقسيم مي‌شوند:

1- كليّة ‌همزه‌هايي كه با آن اسم يا فعل يا حرف ساخته شده باشد و همزه جزو آنها باشد مانند: اِبْراهيمْ، اَساسْ، اَخَذَ، اَتاهُمْ، اِذْ، اِنَّ، اِلي و فقط هفت كلمه در قرآن كريم با اينكه اسم مي‌باشند، لكن استثناءً همزة آنها وصل مي‌باشند كه عبارتند از: اِمْرَءْ، اِمْرَءَةً، اِبْنْ، اِبْنَتِ، اِثْنانِ، اِثْنَتانِ، اِسْم كه همگي به‌صورت مستقل، مكسور خوانده مي شوند و نيز از حروف فقط كلمة "اَلْ" استثناءً همزه اش وصل مي‌باشد و در همه جا ابتدا مفتوح خوانده مي‌شود.

2- همزه استفهام که معني فارسي آن كلمة "آيا" مي‌باشد، مانند: ءَاَنْتَ قُلْتَ، اَهكَذا، اَفَرَءَيْتَ  كه هميشه هم مفتوح هستند.

3- همزه هاي باب اِفعال در مصدر و ماضي و فعل امر حاضر مانند: اِكْرامْ، اَكْرَمَ، اَكْرِمي كه همگي قطع هستند.

4- همزة اَفْعَلُ التّفضيل که معمولاً بر وزن اَفْعَلُ مي‌باشد، مانند: اَصْدَقُ و اَكْرَمُ.

5- همزه‌هاي مُتكلّم وحده از هر باب و هر وزن كه باشد، مانند: اَعْلَمُ و اَرْحَمُ.

توجّه: همزه هاي فعل تعجّب از فروعات باب افعال مي‌باشد و لذا همزة آنها نيز قطع مي‌باشد، مانند: اَسْمِعْ بِهِمْ وَ اَبْصِرْ (سورة مريم آية 38).

 

ب) همزة وصل

به جزء موارد ياد شده، همزه هاي ديگر در قرآن كريم همگي وصل مي‌باشند كه اگر در ابتدا خواسته باشيم آنها را بخوانيم نحوة خواندن آنها به اين شرح است:

اگر حرف سوّم فعل (با احتساب همزة وصل) مفتوح يا مكسور باشد، همزة وصل آن مكسور خوانده مي شود و اگر حرف سوّم فعل، مضموم باشد، همزة وصل آن نيز مضموم خواهد شد مانند: قُلِ اِنْظُروُا، رَبِّ اغْفِرْ، مَااكْتَسَبَ، اَلَّذينَ اسْتُضْعِفوُا كه اگر خواسته باشيم بر كلمات قُلْ، رَبِّ، ما، اَلَّذينَ وقف كرده باشيم كلمات بعد به اين صورت خوانده مي‌شوند: اُنْظُروُا، اِغْفِرْ، اِكْتَسَبَ، اُسْتُضْعِفوُا.

در كلمات اِقْضوُا، اِبْنوُا، اِمْشوُا، اِمْضوُا اگر چه ظاهراً طبق قاعدة بالا بايد در ابتدا مضموم خوانده شوند لكن چون در اصل و قبل از اعلال اِقْضيُوا، اِبْنِيُوا، اِمْشيُوا، اِمْضيُوا. بوده‌اند فلذا علي القاعده همزة وصل در همة اينها ابتدا به كسره خوانده مي‌شود.

 

توضيحات مهم

1- بايد دانست بعضي از همزه ها علاوه بر اين كه در قرائت ساقط مي‌شوند در كتابت هم نگاشته نمي شوند مانند كلمات: اَسْتَكْبَرْتَ- اَفْتَري و امثال اينها، كه در ابتداء "ءَاِسْتَكْبَرْتَ- ءَ اِفْتَري" به معنای "آيا استكبـار مي‌ورزيد- آيا افتري مي‌زنيد" بوده‌اند و همزة دوم در كلمات فوق كه همزة وصل است، هم در قرائت و هم در كتابت ساقط گشته است و همزة باقيمانده، همزة استفهام بوده و لذا قطع مي‌باشد و همين طور در كلمات لِلّهِ (لِ + اَللهِ) و بِسْمِ اللهِ (بِ + اِسْمِ اللهِ) كه همزة اَللهُ و اِسْمْ در قرائت و كتابت ساقط گشته است.

در بارة كلمة اَلله گفته شده كه از دو كلمة اَلْ + اِله تشكيل شده است كه همزة اِله به علت كثرت استعمال، فقط در همين كلمة اَلله حذف گشته و به‌صورت كنوني تبديل يافته و در بقيّة موارد ثابت است مانند: وَ ما مِنْ اِلهٍ اِلاَّ اللهُ و نتيجتاً همزة (اَلله) نيز طبق قاعده، وصل است و لكن حذف اين همزه يعني (همزة اَلله) در قرائت و كتابت فقط در كلمة (لِلّهِ) است و در ساير موارد تنها در قرائت حذف مي‌شود مانند: كلمة وَاللهُ، بِاللهِ و غيره. و در مورد كلمة (لِلّه) نيز چنين است، يعني از سه كلمة (لِ + اَلْ + اِله) تشكيل شده است كه پس از حذف همزة اِلهْ و همزة اَل، دو لام باقيمانده در هم ادغام شده و لام مكسور به آن اضافه گشته و "لِلّه" مي‌شود و فقط استثناءً در كلمة "يا اَللهُ" با اينكه همزة وصل است لكن در قرائت و كتابت ثابت بوده و حذف نمي‌شود و اكثر دانشمندان، بر اين عقيده اند كه ثبوت همزة (يا اَللهُ) در قرائت و كتابت، سِماعِ از عرب است و در بقيه موارد حذف آن قياسي است مانند: وَاللهُ- لِلّهِ و غيره. (لازم به‌تذكر است كه جملة "يااَللهُ" در قرآن كريم وجود نداشته و فقط در ادعية مختلفه موجود مي‌باشد.)

2- همزة ساكنه در كلمات (اِئْتُوا- اِئْتُوني- اِئْتِيا- اِئْتِ- اِئْتِنا- اِئْذَنْ) در حالي كه متّصل به كلمة ماقبل گردند به همين صورت مذكور خوانده مي‌شوند مانند: "يَقُولُ ائْذَنْ‌لي". ولي هرگاه خواسته باشيم به ابتدا اين كلمات را بخوانيم ، همزة ساكنه بدل به ياء مي‌شود و چنين مي‌خوانيم: ايتُوا- ايتُوني- ايتِيا- ايتِ- ايتِنا- ايذَنْ.

3- در مورد همزة اسم بايد گفت حذف اين همزه در قرائت و كتابت تنها در (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم) است و در بقية موارد فقط در قرائت حذف مي‌شود مانند: فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَ بِّكَ الْعَظيمِ.

4- در مورد جملة «بِاسْمِهِ تَعالي» نيز همزه تنها در قرائت حذف مي‌شود، لكن اغلب، همزه را دركتابت هم حذف مي‌كنند كه البته كتابت آن به دين صورت (بِسْمِهِ تَعالي) صحيح نيست.

5- در مورد كلمة اَلْ و كتابت آن در كلمة اَلله، در بحث حروف قمري و شمسي به طور تفصیل توضيح داده شده است.

 


1- ده كلمه از قرآن كريم براي همزه هاي وصل و ده كلمه نيز براي همزه هاي قطع بنویسید. (به غير از مثالهاي درس)

2- از اسمائي كه استثناءً همزة آنها وصل مي‌باشد كدام يك در قرآن كريم به كار رفته و در كدام سوره و آيه مي‌باشند.

3- براي هر يك از همزة استفهام، متكلم وحده، افعل التّفضيل، باب افعال در مصدر و ماضي و امر حاضر، يك كلمه از قرآن كريم بيان فرمایيد. (به غير از مثالهاي درس).

4- نه كلمه از قرآن كريم بيان كنيد كه همزه هاي وصل آنها در ابتدا به‌ترتيب مفتوح، مضموم و مكسور خوانده شوند. براي هر مثال سه كلمه (غير از مثالهاي درس).


علم التجوید، سطح 1
  
استاد مرتضی مخملباف

http://almiqat.com